پاپلي در گویش مازندراني به معناي "پروانه" مي باشد
   
 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :
به گزارش «شیعه نیوز»، «داخل خدم» مردی از اهالی شهرستان الکحلاء از توابع استان میسان در جنوب عراق است که علیرغم معلولیت حرکتی مادرزادی که با آن مواجه است، پای در راهی بس سخت و طاق فرسا می‌نهد تا به جهان بگوید که دیوانه عشق حسین(علیه السلام) است.

وی که سال‌ گذشته نیز در این ایام به کربلای معلی رفته است امسال نیز روی دو زانوی خود در حال حرکت به باب القبله حسین(علیه السلام) است تا ارادتش را به مولای بی‌سر و کفنش اثبات نماید.

این عاشق حسینی در منطقه البتیره در ۳۰۰ کیلومتری جنوب کربلا با عزمی آهنین در حال حرکت به سوی کربلا است.

این مسیر برای افراد سالم بیش از ۸ روز بطول می‌انجامد. حال باید پرسید این مرد عاشق تا چند روز دیگر به جوار مولایش حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) خواهد رسید؟

آقای داخل خدم که هرگونه کمکی را رد می‌نماید در پاسخ دلیل حرکتش به سوی کربلای معلی در یک جمله گفت: همین بس که مقصد حسین(علیه السلام) است.
 

 

 

نویسنده : پاپلی
تاریخ :
اربعین و عدد چهل خصوصیتی دارد که دیگر ارقام آن را ندارد. غالب انبیای الهی در سنّ چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند و ملاقات خصوصی حضرت موسی (علیه السلام) و ذات اقدس الهی چهل شب بود و در نماز شب سفارش شده است که چهل مؤمن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید. این ها نشان می دهد که عدد چهل از برجستگی خاص برخوردار است.

در روایات اسلامی چنین آمده است: زمینی که روی آن انبیا و اولیای الهی و بندگان مؤمن، خدا را عبادت کرده اند، چهل روز در مرگ آنان می گرید، ولی در شهادت امام حسین (علیه السلام) آسمان و زمین، چهل روز خون گریه کردند. البته اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد؛ چنان که نباید آن را انکار کرد.
توضیح آن که در سیّارات آسمانی بارها انفجارهایی رخ می دهد که با چشم عادی هرگز دیده نمی شود؛ ولی متخصصان با استمداد از علم نجوم و از رصدخانه به تماشای این انفجارها می نشینند. همان گونه که مردم عادی نباید خبر وقوع این انفجار را به صِرف ندیدن آن با چشم ظاهری انکار کنند، خونْ گریه کردن آسمان و زمین را نیز نباید انکار کنند؛ زیرا این موارد نیز جزو علومی نیست که بشر عادی آن را نظاره کند، حتی از رصدخانه نیز دیده نمی شود.

اساساً امر ملکوتی را هرگز نمی توان با ابزار مُلکی ادراک کرد. مثلا ً با دقیق ترین و پیشرفته ترین فنّ رصد سپهر نمی توان مشهودات رؤیای صادق انسان نائم را رصد نمود. اگر یوسف عصر در ساحت رؤیا مشاهده کند که یازده ستاره به همراهی ماه و آفتاب برای وی سجده کردند، هرگز چنین صحنه ای را نمی شود با هیچ رصدخانه ای تصدیق یا تکذیب نمود. غرض آن که معنای اشک ریزی یا خون باری ملکوتی نه مورد تصدیق فنّ تجربی است و نه در قلمرو تکذیب آن قرار می گیرد و هیچ گاه استبعاد به جای استحاله نمی نشیند. کسی که صاحب بَصَر نیست تا ببیند، لا اقل باید صاحب نظر باشد که گوش شنوا به ندای صاحبْ بصران داشته باشد.

برای تحقیق این موارد، علم مخصوص لازم است که اصطلاح و متخصصان ویژهٴ خود را دارد که اهل ولایت و علمای بزرگ دینی اند. آنان این گونه از احادیث را با جان پذیرفتند و فهمیدند که آسمان و زمین خونْ گریه می کنند. از امام زمان (علیه السلام) نیز نقل شده است که به امام حسین (علیه السلام) عرض می کنند: اگر اشک چشم تمام شود، برایت خون می گریم؛ «و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً."

گفتنی است: گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همهٴ ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل می کنند. در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم (علیهم السلام) در نخستین اربعین آنان مراسم گرامیداشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین (علیه السلام) این ویژگی را دارد که روز اربعین حسینی هر ساله تا قیامت ادامه خواهد داشت.

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

نویسنده : پاپلی
تاریخ :
شیخ رجالی ، کربلایی احمد یکی از شاگردان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط را در خواب می بیند و ایشان این چنین نقل می کنند که : «ما شبی در این عالم مفتخر به دیدار جناب حافظ لسان الغیب شدیم و از خود او شنیدیم که ایشان غزل معروف (شاه شمشاد قدان،خسرو شیرین دهنان) را فقط و فقط برای حضرت ابوالفضل عباس (ع) سروده است.»

شاه شمشــاد قدان،خسـرو شیـرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صــف شـکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنـــده من شـو و برخوـر ز هــمه سیــمــتنان

کمـــتر از ذره نــه‌ای پســت مشــو مهـر بورز 
تا به خـــلوتگـه خورشـیـد رسـی چـــرخ زنان

بر جهان تکـــیه مکــن ور قدـحی مــی داری
شــادی زهـــره جبیــنان خــور و نازک بـدنان

پیـر پیمـــانه کـش من که روانـش خوش باد
گفـــت پرهــیز کن از صحـبت پیـمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مـرد یــزدان شـــو و فارغ گـــذر از اهـرمنـان

با صبـــا در چمــن لالـه ســحر مــی‌گفـــتم 
که شهـیدان که‌اند این هــمه خونین کفنان

گفت حافظ مــن و تو محـــرم این راز نه‌ایــم
از مــی لعــل حکـایت کن و شیرین دهـنان


حال به تفسیر این شعر پر محتوا میپردازیم.

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

این شعر با عبارت شاه شمشاد قدان شروع می شود که منظور از آن حضرت ابوالفضل (ع) است.

اما در جای دیگر حافظ کلام خود را پس می گیرد و می گوید:


قدت گفتم که شمشاد است و بس خجلت به بار آورد
کاین بهتان چرا گفتم و این نسبت چرا دادم 
که گویا به نظر حافظ ابوالفضل در مقام کلام ناگفتنی است و اینگونه پوزش خود را به مراتب اعلام می دارد اما ادامه بحث:
خسرو شیرین دهنان این عبارت برگرفته از روایتی است که روزی امام حسین (ع) در جمعی نشسته بودند و حضرت ابوالفضل (ع) که درآن زمان کودک بود با زبان شیوا و بلیغشان با امام حسین (ع) و دیگر افراد به بحث و گفتگو پرداخته بود و چنان با سخنانش افراد مجلس را به حیرت وا داشته بود که امام حسین به وی لقب شیرین سخن آل نبی را اهدا کرد.

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
این مصراع اشاره به نام حضرت ابوالفضل (ع) دارد که نامشان عباس بود.عباس در لغت به شیری گفته می شود که با حالت چهره و مخصوصا چشمهایش ، طعمه اش را فلج کرده و ترس و جبن را طوری به وی القا می کند که طعمه خود را در چنگال شیر میبیند و هیچ حرکتی نمی نماید و مسلما به شکار شیر در می آید.

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
حافظ خود را در اشعارش خوش سخن یاد می کند اما اینجا در بیت دوم می بینیم که آن را با کسب اجازه از حضرت ابوالفضل (ع) بیان می کند.

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان
آیا هیچ گاه می توان سیم و زر دنیا را بر بندگی اهل بیت ترجیح داد؟حافظ به زیبایی هر چه تمام تر این مفهوم را به خواننده می رساند

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
حافظ در این بیت به نوعی به حب اهل بیت و ائمه اشاره دارد و یاد آور می شود که راه رسیدن به معرفت خداوند از این سمت است نه از  سمت ...

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
به نظر شما زهره جبین که می تواند باشد ...؟ آیا غیر از جبین مبارک امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) چه چیزی می تواند باشد؟ آن نازک بدنان غیر از جوانان شهید کربلا و خصوصا علی اصغر که می تواند باشد؟...الله اعلم

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
این دو بیت اشاره به حدیثی از امام علی (ع) دارد که از همنشینی با پیمان شکن و بی وفا بپرهیز که باز هم اشاره به افراد سپاه یزید دارد که روزی خودشان و پدرانشان هم رکاب پیامبر و علی بودند و آن روز در مقابل فرزندان رسول خدا قد علم کرده اند....
دوستان اهل ادب مسلما به معنای ژرف و عمیق بیت دوم مذکور پی می برند ...با اندکی فکر می توان دریافت  که منظور دوست و دشمن کیست و اهرمنان کیستند...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
فصیح ترین قسمت این شعر بی گمان همین بیت است.خونین کفنان ، زیباترین لغت این بیت است که مسلما شهیدان کربلا را یادآور میشود

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
و بالاخره حافظ بیان می کند که من این را از خود نیافریده ام بلکه آن را از می لعل و شیرین دهنان -که در اوایل اشاره شد منظور از شیرین دهنان ، ائمه اطهار هستند- حکایت کرده ام.

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 

نویسنده : پاپلی
تاریخ :

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر

بلند مرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلی، سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق

که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین، ما رایت الا تن

به آسمان بنگر، ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

همان سری که یحب الجمال محوش بود

جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت حسینا بخواه از ما جان

حبیب گفت حبیبا بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، اجنمی گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را، به پاره تن گفت

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا بحال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت آخر سر روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید

بروی چادر زهرا گذاشت سقا سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

همان سری، همان که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک کلام خدا مقطعه شد

میان خاک، الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه اسب

چه خوب شد که  نبوده است بر بدنها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرچه هرکه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیافتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید

بخوان، بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به گفت

به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

"سید حمیدرضا برقعی"

 

 

نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 

وصف معراج جنونش کار شاعر نیست، نیست
 
از خودش باید بپرسی، من نمی‌دانم چه شد
 
 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 

نویسنده : پاپلی
تاریخ :

یارب آن کعبه مقصود تماشاگه کیست

که مغیلان طریقش گل ونسرین من است

حافظ

=

تادلی آتش نگیردحرف جانسوزی نگوید

جان ماخواهی اگر,ازگفته ماجستجوکن

نظام وفا

=

ناصح مده اندرز ازاین پس به من ودل

دیوانه کجادرک کند صحبت عاقل

شمسی حائری

=

لاف وفانمی زنم اما به راه عشق

چون عارفان دل شده رندانه می روم

معینی کرمانشاهی

=

مازهراهل دلی یک شمّه کارآموختیم

ناله ازنی , گریه ازابربهار آموختیم

قاضی علائی

=

مازهراهل دلی یک رشته فن آموختیم

عقل ازمجنون وعشق ازکوهکن آموختیم

صابرهمدانی

=

مازیاران چشم یاری داشتیم

خودغلط بود آنچه می پنداشتیم

حافظ

=

ماسبک روحان به بوی سیب غبغب زنده ایم

سبزه ماآب ازچا زنخدا ن می کشد.

صائب

=

دراین زمین چو توخورشیدطلعتی بوده ست 

وگرنه ماه به دور زمین نمی گردید

سلیم همدانی

=

دراین ریاض توراچشم موشکافی نیست

وگرنه طره لیلی ست بید مجنونش

صائب

نویسنده : پاپلی
تاریخ :

من پنجاه سال است دارم اسلام می خوانم، بگذار خلاصه اش را برایت بگویم:

واجباتت را انجام بده، به جای مستحبات، تا می توانی به کار مردم برس، کار مردم را

 راه بینداز.

اگر قیامت کسی از تو سوال کرد بگو فاضل گفته بود ...

نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

مترسك

كلاه را برداشت

در مزرعه...

یك كلاغ، چهل كلاغ شد!!!!

 

 
 
 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :
ادبیات

شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد

"شاید نتواند از مرگ یك كودك جلوگیری كند "

ولی میتواند كاری كند

كه

دنیا به آن فكر كند ...

ژان پل سارتر

نویسنده : پاپلی
تاریخ :
پیرمردِ همسایه ما

               فقط آلزایمر داشت

               دیروز

               بیخودی شلوغش کرده بودند

               او فقط یادش رفت

               از خواب بیدار شود

 

نویسنده : پاپلی
تاریخ :
اللهم عجل لولیك الفرج به حق عمه زینب ای خدا برسان ظهور ارباب عالم.

 

دل ما را شاد گردان .

برای فرج بسیار دعا كنید كه فرج شما در ان است .

 

خداوند احوال هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر انكه خودشان بخواهند.

(سوره مبارکه رعد ایه 11) امام حسن عسگری می فرمایند :در غیبت فرزندم مهدی فقط كسانی از هلاكت نجات پیدا می كنند كه بر امامت او ثابت قدم مانده وخداوند توفیق دعا بر فرج انان عطانمایید .كمال الدین 1/384


امام صادق (ع)می فرمایند :
وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد .چهل روز به در گاه خدا گریه وناله كردند خداوند متعال به موسی (ع)و هارون (ع)وحی فرمود كه آن ها را از دست فرعون نجات دهد واین در حالی بود كه از چهار صد سال غیبت موسی (ع)صدو هفتاد سال باقی مانده بود وخداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل از آن صدوهفتاد سال صرف نظر كرد .

آن گاه امام صادق (ع) می فرمایند :اگر شما شیعیان چنین تضرع و زاری كنید و فرج ما را بخواهید .

خداوند فرج ما را می رساند ولی اگر دست روی دست بگذارید (بی تفاوت بمانید )وقتی كار به نهایت رسید فرج فرا می رسد (بحار الانوار ج 52/132)
مرا بخوانید تا اجابت كنم شما را (سوره مباركه غافر آیه 60)

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

طریق دوست داشتن هر چیز آن است که
بدانی آن را روزی از دست می دهی.

گیلبر چیسترتن

 
 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :
و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد،
 
و هر کس بر خدا توکل نماید، خدا او را کفایت می‌کند،
 
و خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، 
 
 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿۲﴾

و هر كس تقواي الهي پيشه كند خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي ‏كند. (۲)

وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴿۳)

و او را از جائي كه گمان ندارد روزي مي‏دهد،

و هر كس بر خداوند توكل كند كفايت امرش را مي ‏كند،

خداوند فرمان خود را به انجام مي‏رساند، و خدا براي هر چيزي اندازه ‏اي قرار داده است.

"سوره طلاق"

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :


مسکینی دیدم که با کفش پاره،

شکر میکرد خدا را

گفتم که کفش پاره، شکر خدا ندارد!

گفتا یکی شکر می کرد

دیدم که پا ندارد!

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :
پدرم میگفت:

محبتت را به برگ ها سنجاق مزن

که باد با خود می بَرد...

محبتت را به آب جویی بریز

که با ریشه ها عجین شود...

ریشه ها هرگز اسیر باد نیست...

                              

                          مادرم میگفت:

                          پروانه ی محبتت را

                          به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد...

                          محبتت را به خانه ی دلی بنشان

                          که خیال بیرون شدن ندارد...

 

                                                   و یاد معلمم بخیر...

                                                   هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:

                                                   نقطه سر خط...

                                                   مهربان تر از خودت

                                                   با دیگران باش...

 

                                  "علیرضا زرقانی"

 

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 

دلم به حال پروانه ها می سوزد،

وقتی چراغ را خاموش می کنم...

و به حال خفاش ها

وقتی چراغ را روشن می کنم!

 

 

نمی شود قدمی برداشت

بدون آنکه کسی برنجد؟!

 

 

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
نویسنده : پاپلی
تاریخ :

 
 
پروانه چيه؟

"همان چيزي است كه تو بايد بشوي.

پروانه با بال هاي زيبا پرواز مي كند و زمين را به آسمان مي پيوندد و فقط شهد گل ها را مي نوشد.

دانه هاي عشق را از گلي به گل ديگر مي برد.

بدون پروانه ها طولي نخواهد كشيد كه دنيا گل هاي معدودي خواهد داشت."

كتاب در تكاپوي معنا

ترينا پالاس/ترجمه:طيبه زندي پور